![]() « من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست کنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هر كسي ميخواهد وارد خانه پر عشق و صفاي من گردد يك سبد بوي گل سرخ به من هديه كند شرط وارد گشتن شستشوي دلها ست. شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و ريا ست. بر درش برگ گلي ميكوبم روي آن با قلم سبز بهار مينويسم اي يار خانه ما اينجاست تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست کجاست....»
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته اوّل تیر 1385 هفته چهارم خرداد 1385 هفته سوم خرداد 1385 هفته دوم خرداد 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
یه دوست
بنده خدا آموزش تخصصی گریم شعر های برگزیده همیشه ماندگار من ستاره و لولیتا بیا تو نترس 3 کله پوک ساده نادیا اینجا مال توست قشنگترین اشتباهم مهر ماه 4 تائی ها مهسا جون رها با تو ((اللّه)) نیاز دلکده پری دوست خوبم آرمین خشن اما خونسرد حرف دل سمیه جان قایقران تنها بی تو بودن کار من نیست محمود Hot-TeeNageR پروانه های بی پناه زندگی زیباست اگر........ ملکه زمستان دنیای قشنگ قشنگ کودکانه من کریستیانو رونالدو باران...نفس...تنهایی...غم انــیــــــــماتــــــــور :: بر ترین سایت دانلود :: من تنها دوستت دارم تا بی نهایت اشک مجنون آبجی کوچولوی گلم میخوام بگم منم تو اسمون یه ستاره دارم عکس های سیاسی و باحال و فیلتر شکن عسل برام باش سارا نواهای دل شکسته ام... o°°O.. ღ رد پای عشق o°°O..ღ دانلود-آموزش-تفریح پری .:نسیــــــــــــم بارونی:. :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
شبهای دل تنگی
نظر یادتون نره غم ...
خدایا تو که بشر رو اینقدر دوست داری چرا غم رو آفریدی ؟ خدا گفت : غم رو به خاطر خودم آفریدم، چون این مخلوق من تا غمگین نباشه به یاد خالقش نمی افته!
دفتر عشق...
دفتر عشق که بسته شد
خواستگاری خر...
![]() خری آمد بسوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری خر مادر بگفتا ای پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان زِ بین این همه خرهای خوشگل یکی را کن نشان چون نیست مشکل خرک از شادمانی جفتکی زد کمی عر عر نمود و پشتکی زد بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت خر همسایه را عاشق شدم من به زیبائی نباشد مثل او زن بگفت مادر برو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه دو تا پالان خریدند پای عقدش به افسار طلا با پول نقدش خریداری نمودند یک طویله همان طوری که رسم است در قبیله خر عاقد کتاب خود گشایید وصال عقد ایشان را نمایید دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟ به عقد این خر خوشتیپ در آیی؟ یکی از حاضرین گفتا به خنده عروس خانم به گل چیدن برفته برای بار سوم خر پرسید که خر خانم سرش یکباره جنبید خران عرعر کنان شادی نمودند به یونجه کام خود شیرین نمودند به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در زندگانی!
ما واقعاً چقدر فقیر هستیم!؟!
ما واقعاً چقدر فقیر هستیم!؟! روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک دِه برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. آنها یک روز و یک شب را در خانه محقر یک روستائی به سر بردند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: "نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟" پسر پاسخ داد: "عالی بود پدر!" پدر پرسید: "آیا به زندگی آنها توجه کردی؟" پسر پاسخ داد: "فکر می کنم!" و پدر پرسید چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟ پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: "فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهارتا" "ما در حیاتمان یک فواره داریم وآنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد" "ما در حیاتمان فانوسهائی تزئینی داریم و آنها ستارگان را دارند" "حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود امّا باغ آنها بی انتهاست" در پایان حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. پسر اضافه کرد: ""متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعاً چقدر فقیر هستیم!""
چارلي چاپلين...
چارلي چاپلين: با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه، خانه خريد ولي زندگي نه، رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه، مي توان کتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، و بالاخره
سینه بی عشق مباد...
سینه بی عشق مباد مهرورزان زمان های کهن، هرگز از خویش نگفتند سخن! که در آنجا که "تو"یی بر نیاید دگر آواز از "من"!!! ما هم این رسم کهن بسپاریم به باد، هرچه میل دل دوست، بپذیریم به جان، هر چه جز میل دل او، بسپاریم به باد! آه!!! باز این دل سر گشته من یاد آن قصه شیرین افتاد: بیستون بود وتماشای دو دوست، آزمون بود و تماشای دو عشق، در زمانی که چو کبک، خنده می زد "شیرین"، تیشه می زد "فرهاد"! نتوان گفت به جانبازی "فرهاد" افسوس! نتوان کرد ز بی دردی "شیرین" فریاد! کار شیرین به جهان شور بر انگیختن است! کار فرهاد بر آورن دل دوست، خواه با شاه در افتادن و گستاخ شدن، خواه با کوه در آویختن است! رمز شیرینی این قصه کجاست؟ که نه تنها شیرین بی نهایت زیباست: آن که آموخت به ما درس محبت می خواست، جان چراغان کنی از عشق کسی، به امیدش ببری رنج بسی، تب و تابی بودت هر نفسی، به وصالی برسی یا نرسی، سینه بی عشق مباد!!!
|